ساده گرایی در طراحی های UX چقدر اهمیت دارد؟

ساده گرایی معمولا به عنوان یکی از عناصر اصلی و پایه ای در طراحیUX  شناخته میشود.گروه نیلسون نورمن واژه ی UX heavyweight  را در تعریف خود از “تجربه ی کاربری” این طور میگوید:

“اولین فاکتور مورد نیاز برای ارتقای تجربه ی کاربری ،مطابق بودن با نیاز دقیق کاربران است ،بدون کم و کاست. در مرحله بعد سادگی و اراستگی ،که محصولاتی میسازد که لذتی برای خود است،لذتی برای استفاده. ”

ولی چگونه کمیت سادگی را در طراحی های UX مشخص کنیم؟

و اهمیت واقعی کار طراحان UX  چقدر است؟

ساده گرایی مفهوم سختی برای اندازه گیری و تعریف است. تام کرچا نویسنده ی سایت Web Designer Depot اینطور میگوید: می توان معانی متعددی از ساده گرایی برداشت کرد؛ میتواند به تمیزی طراحی،پیچیدگی ساختار و میزان قابلیت های آن اشاره داشته باشد.در اخر او این طور جمع بندی میکند: ”دادن خدمات مورد نیاز به کاربران،در زمانی که بهش نیاز دارند با ساده ترین راه ممکن. “. ما نیز از این تعریف در این مقاله استفاده خواهیم کرد.

ولی حالا که مفهومی رو انتخاب کردیم،چگونه میتوانیم میزان اهمیت سادگی در طراحی های UX را تعیین کنیم؟و چگونه در میان بقیه ی وظایفمان در یک پروژه انه را اولویت بندی کنیم؟

پیچیدگی ساده گرایی (THE Complexity OF Simplicity)

هیچ توضیحی درباره ی ساده گرایی بدون اشاره به اینکه ساده گرایی تا چه حد می تواند پیچیده باشد کامل نیست.در نگاه اول بنظر می اید که این یک مجاورت است.مگر طراحی یکچیز ساده تا چقدر میتواند سخت باشد؟ با این وجود مقالات از 10 سال گذشته تا به امروز توضیحاتی درمورد “پیچیدگی ساده گرایی” ارائه کرده اند.به عنوان مثال این نمونه ای از این مقالات است که در سال 2006 توسط لوک رابلوسکی نوشته شده شده است و هنوز به شدت به این مبحث مربوط است.

اگر با سرعت زیاد این 10 سال را طی کنیم و به این دنیای گیج کننده ی دیجیتال که امروزه در ان زندگی میکنیم برسیم،متوجه میشویم که اوضاع فقط بدتر شده است.طراحی ساده با توجه به نیاز مشتری برای نرم افزار های یکپارچه بصورت افزایشی سخت میشود، اَبَر داده ها (big data) و اینترنت اشیاء (internet of things)  در میان بقیه-که این ها همه منجر به ارتباط بیشتر کاربر با دستگاه ها میشود و موارد بیشتری را باید در نظر گرفت.هرچه بیشتر مواردی برای در نظر گرفتن باشد ، ساده گرایی سخت تر خواهد بود، و تازه نیاز برای ساده گرایی هم بیشتر میشود!

ارگومان های مورد نیاز برای ساده نگه داشتن طراحی چیست؟

دلایل زیادی هست که چرا شما،به عنوان یک طراح UX ، بخواهید به ساده گرایی روی بیاورید:

1.امروزه مردم حواس پرت تر هستند. گوگل اجازه دسترسی به میلیاردها سایت را میدهد به همین دلیل ما همه چیز را سریع تر میخواهیم و سایت هایی که دیر لود میشوند را قبول نخواهیم کرد.Etsy  ازمایشی روی این موضوع انجام داده- اون ها 160kb از عکس های مخفی رو به صفحه ی موبایل اضافه کردند تا سرعت لود شدن اون رو پایین بیارن که 12% نرخ بیرون رفتن از سایت مشاهده شد! این به این معنیست که طراحی باید تا حد امکان بصری باشد تا کاربر احساس سردرگمی نکند و همچنین صفحات به سرعت لود شوند.

ساده گرایی

2.ساده برای کاربر راحت تر است– مدیر تیم UX، پاول بوگ اینطور تعریف میکند که کاربران بصورت بیرحمانه ای به انجام کارهای مورد نیازشان در سریع ترین حالت ممکن با انتخاب کردن “راهی که کمترین سختی را دارد” وسواس دارند.او میگوید محصولاتی که تا حد ممکن ساده هستند قابلیت رقابتی بالایی دارند زیرا کاربران توانایی به راحتی داخل و خارج شدن را دارند.او شرکت Uber (یک شرکت بزرگ تاکسی رانی) را مثال میزند بعنوان شرکتی که طراحی را ساده نگاه داشته است،اصلا زحمتی برای شگفت زده کردن کاربران خود نکرده اما در عوض انها را مجذوب سادگی انجام عملیات کرده است.افرادی که قبلا از شرکت Uber  استفاده میکردند باید برای صدا زدن تاکسی داد میکشیدند،مطمئن میشدند که همراهشان پول نقد دارند،ارزو میکردند که راننده سیستم GPS داشته باشد و بعد می نشستند و انتظار میکشیدند تا راننده مابقی پول را به انها تحویل دهد.کل این پروسه امروزه بصورت اتوماتیک و اینترنتی درامده که برای همه راحت تر شده است.

3-محصولات پیچیده،گیج کننده تر هم هستند.در اینجاست که قابلیت های بیشتر و بیشتری بدون فکر به نتیجه ی ان، اضافه میشنود.حاصل این مراحل از بین رفتن ارزش اصلی محصول و گیج کردن کاربر است.مثال خیلی مشهوری که میتوان از ان نام برد،این تصویر از میکروسافت ورد است :

ساده گرایی

4-آسان معمولا دوست داشتنی تر است– یک حوزه ی خیلی اشکار از این مقوله را میتوان در پر کردن فرم ها در صفحات اینترنتی دید. اگر به ده سال پیش نگاهی کنید متوجه میشوید که پر کردن ان فرم ها بسیار سخت و فاقد هرگونه علائم بصری که امروزه از ان ها استفاده میشود بود. کاربران معمولا تا زمانی که اخطار “فرم را کامل پر کنید” دریافت نمی کردند، متوجه جا انداختن یک فیلد نمیشدند.امروزه قابلیت هایی همچون طراحی های پیشبینی کننده (anticipatory design) ، صفحات تک فیلدی (single-field) که فقط یک سوال در هر بار پاسخگویی داشته باشد و افزایش داده های بصری میتواند پر کردن فرم را حتی مانند یک سرگرمی جذاب کند!

ضد ساده گرایی

و چرا شاید شما نخواهید همه چیز را ساده نگاه دارید؟

1-استفاده از اسان الزاما ساده نیست– دان نورمن ، یکی از موسسان شرکت نیلسون نورمن که تعریف UX را در ابتدای مقاله تعریف کرد اینگونه میگوید که استفاده از اسان الزاما ساده نیست، او برای نمونه پیانو را مثال میزند:

“ایا پیانو با داشتن 88 کلید و 3 پدال خیلی پیچیده است؟ ایا باید ساده اش کنیم؟ مطمئنا هیچ قطعه ی موسیقایی از همه ی انها استفاده نمی کند. فریاد تقاضا برای ساده گرایی نکته ی اصلی را نادیده میگیرد.”

2-گاهی اوقات قابلیت های بیشتری نیاز است. وبسایت UXmag مثالی برای امکانات یک گوشی همراه میزند: بدون داشتن دوربین ساده تر خواهد بود ولی ایا کاربران از همچین گوشی استفاده خواهند کرد؟ با توجه به امار ارائه شده توسط سایت Statistca که گزارش داده 36% مردم تا سال 2018 گوشی تلفن همراه هوشمند خواهند داشت،نه! – این امار 26% نسبت به سال 2011 رشد داشته است.

3-اسان همیشه کاربر را جذب خود نمی کند– در این UX پادکست جمیز رویال-لاوسن و پر اکسبوم مقاله ی پاول باگ با نام  ساده گرایی حرفه ای را نقد میکنند با این نتیجه گیری که تعریف UX بسیار گسترده تر از ساده گرایی است.UX درباره فهمیدن علایق کاربران و اینکه انها به دنبال چه چیزی هستند است.مردم همیشه منطقی نیستند- انها احساسی هستند.بعضی اوقات کاربران بیشتر به چیز هایی جذب میشوند که با افکار انها همگام باشد،ان ها را کنجکاو کند یا بخنداند.به همین دلیل است که از بسیاری از طرح های احساسی و ارمانی در برند های بین المللی همچون نایک (Nike) استفاده میشود.

4-گاهی اوقات محصولات خیلی ساده شده باعث کم شدن امکانات کاربر میشودزیادی ساده کردن محصولات ممکن است. این اتفاق در نسخه های گوشی های تلفن همراه رایج است، وقتی که امکانات موجود در نسخه ی دسکتاپ را بسیار کم میکنیم. مردم امروزه توقع دارند تمامی کارهای ممکن در نسخه ی دسکتاپ را روی گوشی خود انجام دهند و اگر نشد از ان به عنوان یک تجربه بد یا UX ضعیف یاد میکنند.

نتیجه گیری

بدون شک ساده گرایی نقش ویژه ای در طراحی های UX دارد تا بتواند در حد ممکن محصولات را حسی و اسان برای استفاده کند.با این وجود، ما بعنوان طراحان UX باید مواضب باشیم تا بیش از حد ساده کردن ما محصولات را محدود نکند و همیشه قابلیت های مهم را حفظ کند.

 

سه چیز را فراموش نکنید…

1.متن را بشناسید – قانون اول UX ، مطمئن شوید که کاربران خود را میشناسید، اینکه چگونه از محصول استفاده میکنند و اینکه به دنبال چه چیزی هستند تا بتوانید به بهترین شکل ممکن محصول را با توجه به نیاز انها ساده کنید.

2.فکر نکنید همه چیز را باید زیادی ساده کنید – لازم نیست بعضی از محصولات ساده شوند. در عوض، سعی کنید تا حد امکان محصولات را دوست داشتنی کنید.

3.برای تکرار اماده باشید – “اسان” به سختی بدست می اید و مستلزم وقت زیاد و تکرار های بسیار است.بصورت مداوم به تحقیق اولیه مراجعه کنید تا مطمئن شوید که از پیست خارج نشده اید و مقاله “تحقیق کاربران” را مطالعه کنید تا مطمئن شوید که مفهوم و ایده ی اصلی تجربه ی کاربری (UX) را بخاطر زیادی ساده کردن نادیده نگرفته اید.

 

 

مترجم:مهدی موحدنژاد