محور اصلی خدمات گوگل جستجوی اینترنتی است. حدود ۸۰ درصد جستجو های اینترنتی از طریق گوگل صورت می گیرد. زیرا مرتبط ترین نتایج را در سریعترین زمان ممکن ارائه می دهد. این همان چیزی است که کاربران از اینترنت انتظار دارند.

اما این به تنهایی ضامن موفقیت و گسترش شرکتی اینچنین عظیم نخواهد شد. باید گفت که این شرکت ارزش افزوده خود را مدیون چند عامل است : دسترسی به اطلاعات ، مدل مدیریتی ، ایده محور بودن. در واقع این ایده های بدیع شرکت گوگل است که باعث رشد آن شده است. جالب است بدانیم این شرکت بالغ بر ۲۶۰ نوع محصول و خدمات ارائه می دهد.

به اعتقاد مشاوران مدیریتی، مدل هدایت گوگل باعث ایجاد فصل جدیدی در دنیای مدیریت شده که قبلا در دانشگاه ها تدریس نمی شد .در ادامه مطلب، با اقتباس از کتاب مسیر راه گوگل  و شناخت نسبی که از این شرکت وجود دارد ، تحلیلی مشاورانه بر دلایل رشد این شرکت ارائه می شود :

اهداف غیر انتفاعی : با مطالعه فلسفه ۱۰ گانه شرکت گوگل (ترجمه فارسی) می توان پی برد که این شرکت در تلاش است که ماموریت معنوی خود را در راس اهداف قرار دهد. آن ایجاد امکان دسترسی آزاد به اطلاعات جهان می باشد. توجه مستمر به آن باعث خواهد شد  که شرکت ماهیتی غیر انتفاعی را در برای خود حفظ  کند. موسسان گوگل از محیط دانشگاه وارد کسب و کار شده اند. این باعث شده است که ترس از شکست برای آنها به مراتب کمتر باشد. لذا بیشتر بر روی هدف والای خود تمرکز نموده اند.

رویای گوگل امکان دسترسی (آزاد) به اطلاعات جهان است. این رویا انتفاعی نیست بلکه بیشتر ماهیتی دانشگاهی دارد. نیازی که سالها در محافل دانشگاهی از آن یاد می شد و این باعث شد که موسسان آن ( لری پیج و سرگی برین) پایان نامه دانشگاهی خود را با این موضوع انتخاب کنند.

مدل مدیریتی : گوگل رییس تام ندارد. چراکه تنها رییس بودن ممکن است انسان را دچار غرورهای مدیریتی نموده و ناخودآگاه به سمت خودرای بودن هدایت کند.دو موسس جوان شرکت نیاز به مدیری با تجربه برای هدایت شرکت خود داشتند و لذا در سال ۲۰۰۴  آقای اریک اشمیت را به عنوان مدیرعامل برگزیدند. آنها هرمی سه گانه برای مدیریت شرکت را تشکیل می دهند تا در آن بتوانند تصمیمات را اخذ کنند. این ترکیب موفق تا اوائل ۲۰۱۱ ادامه داشت تا اینکه آنها نصمیمات جدیدی برای مدیریت خود اتخاذ کردند.

استقبال از ایده های جدید : ایده های جدید در گوگل اعتبار زیادی دارند. کافیست یک ایده جدید در سر داشته باشید. گوگل به بهترین نحو بستر توسعه آنرا فراهم می آورد. مکانیزم تحقیق و توسعه در گوگل تابع فرمول خاصی نمی باشد. لازم نیست یک ایده ابتدا کاملا بررسی و آزمایش شود تا به مرحله اجرا درآید. ایده ها به سرعت وارد اجرا می شوند. ترس از شکست وجود ندارد. کارمندان شرکت تمام وقت بر روی فعالیت های شرکت کار نمی کنند بلکه آنها مجازند ۲۰ درصد از زمان کاری خود را صرف مباحثی کنند که خود به آن علاقه مند اند. بخشی از محصولات گوگل از جمله اورکات و تبلیغات کلیکی و بازدید موزه ها ، ایده مهندسان گوگل بوده است که در زمان ۲۰% آزاد خودشان توسعه یافته است که ارزش افزوده زیادی به همراه داشته است. برای همین است که گاهی از گوگل با نام ماشین نوآوری Innovation Machine یاد می شود.

بستر دسترسی به اطلاعات : مهندسان گوگل از همان خدمات و ابزارهایی استفاده می کنند که گوگل به مشتریان خود ارائه می دهد : یعنی دسترسی به اطلاعات و ایجاد ارتباطات. می دانیم که اصلی ترین کار گوگل ایجاد امکان دسترسی به اطلاعات است. این باعث رشد خواهد شد. دانش انسان افزوده می شود و امکانی فراهم می آید تا بتوان دانش را توسعه داد. دسترسی به اطلاعات مرتبط هم برای مشتریان گوگل امری جذاب می باشد و هم از طرفی برای مهندسان گوگل. در واقع  گوگل از همین امکان برای پیشرفت محیط داخلی خود به خوبی استفاده می کند.

مهندسان  گوگل در دنیای اطلاعات موج می زنند. آنها بهترین و مرتبط ترین مطالب را در اختیار دارند که حاصل آن افزایش دانش آنهاست و در نتیجه بهترین ایده ها را برای شرکت خود پیاده سازی می کنند. این بخش مهمی از ارزش افزوده گوگل را تشکیل می دهد. آنها همچنین از امکانات ارتباطی گوگل مانند  gmail و Gtalk وGdocs  استفاده می کنند تا بتوانند ایده ها را باهم به اشتراک بگذارند. رشد آنها همراه با رشد مشتریان صورت می گیرد. مدیران گوگل همواره تاکید می کنند که نوآوری جزو طبیعت کار روزانه گوگل باشد.

استخدام بهترین ها : گوگل در جستجوی بهترین ها برای استخدام است. حداقل مدرک قابل پذیرش کارشناسی ارشد می باشد. برای دانشجویان دکترا اولویت بیشتری قائل است چراکه مدیران گوگل عقیده دارند یک دانشجوی دکترا بیشتر از آنکه در اشتیاق مسائل مالی باشد در جستجوی پاسخ برای ابعاد ناشناخته علم می باشند. این برای گوگل که خود شرکتی خلاق می باشد جذاب است. گوگل به فرایند جذب و استخدام افراد مستعد اهمیت زیادی می دهد. تا جاییکه نسبت افراد شاغل در بخش استخدام گوگل به تعداد کل پرسنل حدود ۱ به ۱۴ است. این درحالیست که میانگین آن در شرکت های دیگر دنیا حدود ۱ به ۱۰۰ است.

حفظ ارتباط با مجامع علمی: مدیران گوگل تمایل زیادی به حفظ ارتباط شرکت با مجامع علمی دارند. آنها سالانه در کنفرانس های علمی خوصوصا مرتبط با ریاضی و فناوری ازتباطات شرکت می کنند و حتی کمک های مالی هم برای برگزاری کنفرانسها ارائه می دهند. مدیران گوگل اهمیت زیادی برای ریاضیات قائل می باشند و بر این عقیده اند که بخشی مهم از موفقیت خود را مدیون دنیای ریاضیات می باشند.

خرید شرکت های کوچک : گوگل هر ساله شرکت های کوچک را که دارای ایده های جالب است خریداری می کند. مدیران این شرکت ها کماکان اختیارات لازم برای توسعه شرکت خود را دارند. خرید این شرکت ها با هدف توسعه ایده ها صورت می گیرد و نه با هدف ایجاد انحصار در بازار.

تیم های کاری کوچک : تیم ها خاصیت خود پیشرانی دارند. بوروکراسی اداری در گوگل کم تراست. در حالیکه میانگین نسبت مدیران به کارمندان در دنیا حدود ۱ به ۷ است ، این نسبت در گوگل ۱به ۲۰ است. یعنی به ازای هر بیست  نفر یک مدیر وجود دارد. مدل هماهنگی در گوگل بیشتر شبیه دانشگاه است. یعنی تعداد مدیران کمتر است و کارمندان مانند دانشجویان آزادی بیشتری برای کار و فعالیت دارند.

پروژه های کوچک : پروژه های کوچک با اهداف مشخص تعیین می شوند. پروژه ها عموما بیشتر از ۶ هفته طول نخواهند کشید. لذا می توان پتانسیل یک ایده برای توسعه را به زودی مشاهده نمود.

تمام عوامل بالا دست به دست هم داده تا گوگل به کشتزاری برای خلاقیت و نو آوری  تبدیل شود.

تبلیغات : گوگل بیشترین درآمد را از طریق تبلیغات به دست می آورد. اما نه هر تبلیغاتی و نه به هر قیمتی. گوگل هر تبلیغی را به مشتریان خود نشان نمی دهد حتی اگر مبالغ بیشتری برای آن پرداخت شده باشد او در تلاش است که مرتبط ترین تبلیغ را نشان دهد. کسانی می توانند در گوگل تبلیغ کنند که مرتبط ترین ها را به مشتریان ارائه دهند. اگر تبلیغ کننده بتواند صفحات مرتبط با تبلیغ خود را ارائه دهد آنگاه می تواند با هزینه ای کم در گوگل تبلیغ کند. این نفع سه طرفه است : هم برای اعتبار تبلیغات گوگل سودمند است هم برای مشتریان گوگل و هم برای تبلیغ کنندگان. گوگل به تبلیغ کنندگان توصیه می کند به جای ایجاد آگهی های جذاب، به فکر ارائه محتویات و خدمات مرتبط به مشتریان خود باشند. اگر مطالب سایت آنها مرتبط با نیاز مشتری باشد آنگاه گوگل خود به افزایش ترافیک سایت آنها کمک می کند.

گوگل به ازای هر کلیک بر روی تبلیغاتش هزینه کمی از تبلیغ کنندگان دریافت می کند. این سیستم به اصطلاح Cost per click advertising model نامیده می شود. این باعث شده شرکت هایی با ابعاد کوچکتر هم بتوانند در فضای جهانی خودی نشان دهند. آقای امید کردستانی که یکی از ۴۰ نفر اعضای اولیه گوگل می باشد بیشترین سهم را در طراحی این مدل تبلیغاتی داشته است. ویژگی اصلی این سیستم تمام اتوماتیک بودن آن است. این باعث می شود تبلیغ کنندگان خود استراتژی آگهی خود را با استفاده از ابزارهای گوگل طراحی کنند. در این راستا ابزارهای تحلیلی گوگل برای تخمین کلیدواژه های بهتر به کمک می آید. ابزارهایی مانند Google Trend یا Google insight از جمله آنها هستند.

تبلیغ ممنوع ! گوگل تبلیغاتی برای خود ندارد. طبق اصول شرکت گوگل، خود حتی یک سنت برای تبلیغات هزینه نمی کنند. این به این معنی است که اصراری از طرف گوگل به مشتری برای استفاده از محصولاتش وارد نمی آید.با نگاهی به ۱۰۰ شرکت برتر دنیا می بینیم که اغلب تبلیغاتی از آنها در تلویزیون یا بر روی بیلبوردها دیده ایم. اما در میان این ۱۰۰ شرکت هیچگاه تبلیغی از گوگل نمی بینیم. گوگل فقط یک کار را به خوبی انجام می دهد : اطلاعات مرتبط و ابزارهای ارتباطی را در اختیار مشتریان(بیرون شرکت) و مهندسان(درون شرکت) خود قرار می دهد.

مشتری به سرعت از سایت ما خارج شود! گوگل سعی نمی کند شما را در سایت خود معطل کند. بلکه به سرعت شما را از سایت خود دور کرده و به سمت مقصد هدایت می کند. این یک ارزش افزوده برای بیزنس گوگل است.

جالب اینجاست که گوگل سایتی به معنای پورتال ندارد که خود و  خدماتش را در آن معرفی کند! اطلاع رسانی گوگل از طریق ابزارهای معمول مانند وبلاگ صورت می گیرد : همان امکانی که مشتریانش هم استفاده می کنند.

کسانی که بیشتر از همه به آنها ارجاع داده شده است به این معنی است که معتبر تر می باشند. به طور خیلی ساده می توان گفت گوگل صفحاتی از اینترنت را در پاسخ جستجوی شما نشان می دهد که بیشترین اشاره به آنها شده است. این مکانیزم اعتبار سنجی گوگل است.

محیط پیرامونی شرکت

برای تحلیل شرکت گوگل لازم است محیط پیرامونی آنهم بررسی شود. بدیهی است که محیطی که گوگل در آن رشد پیدا کرده است تاثیر بسیار زیادی در موفقیت شرکت داشته است. این دقیقا مانند کاشتن دانه ای مرغوب در زمینی حاصلخیز است .محیط پیرامون گوگل دره مشهور سیلیکون می باشد. جایی که شرکت های مشهور دنیا مانند مایکروسافت، اینتل و اپل از آنجا برخاسته اند. مملو از ایده ها و نیازهای جدید است. انواع تحقیقات و سوابق پژوهشی قابل استفاده وجود دارد. انواع تکنولوژی های مورد نیاز برای توسعه فراهم است. این محیط مدیران با تجربه و الگوهای مدیریتی موفقی را در خود دارد.

دانشگاه : استنفورد محیطی است که در ایده های توسعه وب و پژوهش های آن پیشرو می باشد. موسسان گوگل در این دانشگاه تحصیل می کردند.

قوانین ایالت کالیفرنیا : نسبت به قوانین کارآفرینی سایر ایالت های آمریکا آزادتر است. محدودیت های قانونی برای ثبت ایده ها کمتر است. منابع مالی به سرعت جذب می شوند.می توان شرکت های سرمایه گذاری در زمینه تکنولوژی های جدید با آینده نامعلوم را به راحتی متقاعد کرد. این شرکت های به اصطلاح Venture Capitalist یا VC نامیده می شوند. به همین دلیل است که نزدیک به نیمی از ۱۰۰ شرکت موفق دنیا در این منطقه تشکیل شده اند. قوانین این ایالت از کارآفرینی حمایت می کند. مووسسان گوگل توانستند ۲ شرکت سرمایه گذار را به نحوی متقاعد کنند که انتظار بازگشت سرمایه سریع را نداشته باشند. آنها با یک سیستم مزایده آزاد( مشابه مدل سوییسی)  موفق به جذب سرمایه گذاران شدند این شرکت ها هر کدام ۵۰ درصد سرمایه را تامین کردند تا امکان چیرگی یکی بر دیگری فراهم نشود. در واقع موسسان گوگل از دنیای دانشجویی وارد کسب و کار شدند و لذا ریسک کمتری برای باخت داشتند. به همین خاطر آنها روی اهداف بلند مدت برنامه ریزی کردند.